تبليغاتX
.::تنهایی را دوست دارم چون خدا تنهاست::.

خلوتگاه یک عاشق


بخش دوم

دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش

 

 

هر وقت بعد 120 سال رفتي اون 2نيا وقتي خواستي از پل صراط رد شي و بهت گفتن يکي حلالت نکرده اون منم که به اين بهونه يه بار ديگه ميخوام ببينمت

 

يك رو تو جهنم همديگه‌رو مي‌بينيم، آخه هردومون جهنمي هستيم، تو به جرم
اينكه قلبم رو دزديدي و من به خاطر اينكه جاي خدا تو رو مي‌پرستم!

 

فرشته‌ها وجود دارند اما بعضي وقتها چون بال ندارند، ما بهشون ميگيم:
دوست!

بوسه تنها تصادفي است كه پليس راه ندارد. درياي غم تنها دريايي است كه ساحل ندارد. قلب تنها چيزي است كه شكستنش صدا ندارد. عاشقي تنها دردي است كه درمان ندارد

 

گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود

 

چقدر عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره... . تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه... . تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده... . تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد... . و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه

 

تو را به دادگاه خواهند کشيد شايد به حبس ابد محکوم شوي جزييات جنايت معلوم نيست اما اثر انگشتت را ... روي قلبي شکسته يافته اند

 

چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشكني و آن وقت آرام زير لب بگويي گل من باغچه ي نو مبارك

 

يه روز بهم گفت ...
اگه يه روزي اومد که ديدي همه دنيا دوست دارن بدون يکيشون منم ......
اگه يه روزي اومد که ديدي هزار نفر دوست دارن بدون يکيشون منم ......
اگه يه روزي اومد که ديدي صد نفر دوست دارن بدون يکيشون منم ......
اگه يه روزي اومد که ديدي فقط ده نفر دوست دارن بدون يکيشون منم ......
اگه يه روزي اومد که ديدي فقط يه نفره که دوست داره يقين داشته باش که اون يکي منم .....
اگه يه روزي اومد که ديدي ديگه هيچکس دوست نداره ......بدون که من مرده ام......

 

وقتي دلم برات تنگ ميشه ميرم پشت ابرها زار زار گريه مي كنم پس يادت باشه هر وقت باران ديدي بدان كه دل من برات تنگ شده

 

وقتي دلم برات تنگ ميشه ميرم پشت ابرها زار زار گريه مي كنم پس يادت باشه هر وقت باران ديدي بدان كه دل من برات تنگ شده

 

اگر ميداني در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند و صداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد. مهم نيست كه او مال تو باشد مهم اين است كه فقط باشد زندگي كند لذت ببرد و نفس بكشد...

 

از دل تا قلم براي کسي که همه ي جانم فداي اوست مي نويسم تا بداند که من او را دوست دارم از دل تا قلم براي کسي که همه ي عمرم به پايش مي نشينم تا او بداند من او را دوست دارم

خواستم دسته گلي برايت تقديم كنم كه فكر كرم تا آنجا برسد‚پژمرده ميشود خواستم پروانه‌اي تقديمت كنم ولي پروانه گفت كه او از من زيبا تر است خواستم برايت شمع هديه كنم ولي شمع گفت كه او از من روشن‌ تر است خواستم برايت گلي هديه كنم ولي گل گفت كه او از من قشگ‌ تراست به ناچار مجبور شدم قلم به دست گيرم و قطره‌اي خون از قلبم كه نام سلام دارد تقديم حضور شريفت كنم. به هر ميزان كه تو مرا دوست مي‌داري من بيش از آن به تو عشق مي ورزم

هيچ كس نميتونه به قلبش ياد بده كه نشكنه ولي حد اقل يادش بدين كه وقتي شكست لبه ي تيزش دست اوني كه شكستش نبره

 

بدترين درداين نيست كه.....عشقت بميره....بدترين درداين نيست كه.....به اوني كه دوسش داري نرسي....بدترين درداين نيست كه....عشقت بهت ناروبزنه.. بدترين درداينه كه .....عاشق يكي باشي اون ندونه

 

به 3 چيز اعتماد نکن---> دل ، زمان ، عمر...دل رنگ پذيره ، زمان در تغييره ، عمر در تقديره...

 

هرگز به دنبال كسي نباش كه بتوني با اون زندگي كني به دنبال كسي باش كه نتوني بدون اون زندگي كني

 

اگر مي بيني گناه کسي آنقدربزرگست که نمي تواني او را ببخشي گناه او بزرگ نيست قلب تو کوچک است...

 

روزي كه دنيا اومدي بارون اومد اما هوا باروني نبود.اون فرشته هابودن كه داشتن زارزار گريه ميكردن چون يكي ازشون كم شده بود

 

هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود...

 

هرگز لبخند را ترك نكن ‚ حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود...

 




نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 19:18 توسط حسین |

بخش اول

 

باور كن كه....

لازم نيست كسي به غير از خودتان باشيد فقط كافي است از كسي كه قبلاً بوده ايد بهتر باشيد
***********************
يك همسر فقط همراه آدم نيست او كل تقدير است
*************************
انسان عاشق زيبايي نمي شود بلكه آنچه عاشقش مي شود در نظرش زيباست
**************************
زندگي آن نيست كه هر چه مي خواهيد داشته باشيد بلكه آن است كه هر چه داريد  بخواهيد
*********************** ***
كسي كه نمي تواند احمق شود نمي تواند عاقل باشد
***************************
بزرگي را به كس نمي بخشند بايد خود آن را به دست آوري
****************************
گاهي اوقات در زندگي خيلي زود دير مي شود
*****************************
براي اينكه بزرگ باشي نخست كوچك بودن را تجربه كن
*****************************
هر كس با حق گلاويز شود حق او را به زمين مي افكند
******************************

 

داني که چرا ز ميوها سيب نکوست: نيمي رخ عاشقست نيمي رخ دوست اين  زرد و سرخي که در او مي بيني: زرديش رخ عاشقست سرخيش رخ دوست

 

سالها پيش از كنار دريا عبور كردي و الان سالهاست كه دريا براي بو سيدن جاي پايت مي ايد و مي رود

 

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

 

خدا به انسان دو دست داده دو تا پا داده دو تا گوش داده ولي ميدوني چرا يه دونه قلب داده براي اينکه بگردي دوميشو پيدا کني

 

عشق همان پروانه ايست كه اگر سفت بگيري له مي شود و اگر سست بگيري مي گريزد... البته اول بايد بتوني بگيريش!!

 

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را  ديگر  چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من  كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد

 

من از چشمان خويش آموختم درس محبّت را *** که هر عضوي به درد آيد به جايش ديده مي گريد

 

  مهم نيست چند بهار را در کنار هم زندگي کنيم* مهم اين است که چند لحظه بهاري زندگي‎ ‎کنيم. ‏يادمان باشد عمر کوتاه است * مثل گلهاي بهاري و در پايان  زندگي خيلي از ما‎ ‎خواهيم گفت کاش ‏فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب به هم نگاه کنيم و همه ي‎ ‎ناگفته هاي مهرآميز يک ‏عمر را در چند ثانيه به هم بگوييم

 

خدايا گر تو درد عاشقي را ميکشيدي توهم زهر جدايي رو به تلخي ميچشيدي اگر چون من به مرگ آرزوها ميرسيدي پشيمان ميشدي از اينکه عشق رو آفريدي 

 

من دلم مي خواهد با طلوع خورشيد، جاي هر قطره ي شبنم،روي هرگلبرگي بنويسم، دوستت ميدارم.

 

هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي باش که دوستت بداره

 

انسان با سه بوسه تکميل مي شود  : ۱-بوسه مادر که با آن پا يه عرصه خاکي مي گذاري  2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني  3- بوسه خاک که با ان پا به عرصه ابديت مي گذاري

 

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 10:50 توسط حسین |

می گویند شیشه ها احساس ندارند
اما وقتی روی شیشه ی بخار گرفته ای نوشتم
دوستت دارم
آرام گریست....





Powered by WebGozar

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

پرينت صفحه
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها



آرشيو يادداشت ها

هفته سوم خرداد 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385


نويسندگان

حسین




موضوعات


لينك دوستان

Copyright © 2006 - Site bus: حسین & Designer: KiYaNoOsH AnSaRi